ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

448

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

و دليل آنها همان صحبتهائى بود كه يوحنا در خانهء هارون كرده بود . از كتاب « الهدايا و التحف » ابو بكر و ابو عثمان خالدى نقل مىكنم ( ابن ابى اصيبعه ) : آن دو نوشته‌اند ، ابو يحيى براى ما گفت : متوكل فصد كرد و بخواص و ندماء خود گفت : براى روز فصدش هديه بياورند . لذا هريك از آنها درصدد برآمدند هدايائى مناسب كه بهتر از هديه ديگرى باشد ، تقديم خليفه نمايند . فتح بن خاقان كنيزى بسيار زيبا و كم‌نظير كه زيباتر از وى كسى نديده بود و از حيث ظرافت و كمال بهره كافى داشت بعنوان هديه بمتوكل تقديم نمود . ايضا فتح با كنيزك جام طلاى بسيار زيبا و در نهايت قشنگى و خوش‌طرحى و تنگ بلور بسيار زيبائى كه بهترين شراب را در آن ريخته بود ، براى خليفه فرستاد . نامه‌اى هم ضميمه نمود كه حاوى ابيات ذيل بود . اذا خرج الامام من الدواء * و اعقب بالسلامة و الشفاء فليس له دواء غير شرب * بهذا الجام من هذا الطلاء و فض الخاتم المهدى اليه * فهذا صالح بعد الدواء ترجمه و مفاد ابيات بالا چنين است : هنگامى كه امام از خوردن دارو فارغ و سلامتى و شفا يافت ؛ ديگر داروئى نبايد بياشامد و بخورد ، جز شراب با اين جام طلائى از دست اين زيباروى ؛ و شكستن مهرى كه به او هديه شده است - اين امر بعد از فراغت از دارو بهترين عمل است . متوكل را از اين هديه بسيار خوش آمد . يوحنا بن ماسويه در آن مجلس هم حاضر بود . بمتوكل گفت : اى امير المؤمنين ! به خدا قسم فتح بن خاقان در طب از من اعلم است . با آنچه او تجويز كرده است عمل نمائيد . نسخهء بسيار خوبى است . من ( ابن ابى اصيبعه ) مىگويم : يكى از قضاياى نادر منسوب به يوحنا اين قصه است : روزى متوكل به او ( يوحنا ) گفت :